شعرشمار

اشعار آرمان پرناک  

شلیکِ نخستین

تَک

بر قلّه‌ی سقوط

عقابی

نظاره‌گرِ خویش...

.

تا دقایقی دیگر

به دشت

سلامی نظامی خواهد داد

شقایقی دیگر

.

دشت

بوی ترسِ پروانه می‌دهد

بوی عطرِ باروت

.

ستارگان

مشغولِ واکسِ پوتینِ ماه

و تاریکی

مشغولِ تشییعِ شهاب‌ها

.

اینجا

رویِش

از ردِ نعلِ اَسبان

آغاز می‌گردد

.

اینجا

فقر

ملکه‌ی ذهنِ زنبورهاست

.

اینجا

هزارپا

سراپا می‌لنگد

.

اینجا

مرغِ حق

با هِق هق

سیر می‌شود

.

اینجا

بهار

برای تقویم

قیافه می‌گیرد

.

چیزی نیست!

آرام بگیرید!

با خبر نمی‌خوابد

با خبر برنمی‌خیزد

هیچ کلاغی

با خبر

زندگی نمی‌کند

چیزی نیست!

آرام بگیرید کلاغان!

تکانِ شاخه‌ها

-این لرزِ شانه‌ها-

بر می‌گردد به نخستین شلّیک

به شلّیکی شیرین

به سقوطی سرخ

.

نه!

متشکرم!

لطفاً به من

خرما

تعارف نکنید!

نخل‌های دلسوخته

مرگِ خود را

جشن می‌گیرند!

.

«آرمان پرناک»

آرمان پرناک | Arman Parnak جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ 23:1
درباره من
شعرشمار ☀﷽☀  
«منّت خدای را عزّ و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می‌رود ممدّ حیات است و چون بر می‌آید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب».

_________________________
شاعر به لطفِ تیر و تبر سَر دوخت
_________________________

وبلاگ شعرشمار | آرمان پرناک
_________________________
پل ارتباطی:
arman.parnak@outlook.com
امکانات وبلاگ
© شعرشمار